ایجاد مفهوم پذیرش در بیماران

 

نکات از مفهوم پذیرش از نظر اکت(ACT)
تهيه و تنظيم: زهرا دستغیب ( روانشناس گروه سنین)

پذیرشِ روانشناختی با عناوینی چون اجازه دادن، تحمل کردن، پذیرفتن و تجربه کردن توصیف‌شده است.
اما آیا پذیرش به این معنی است که اگر همسرم فلان مشکل اخلاقی را دارد من باید قبول کنم؟ یا اگر کودکم فلان مشکل را دارد باز باید قبول کنم؟ اگر خودم دچار یک سری مشکلات ارتباطی یا ... باشم باید قبول کنم؟
پذیرش به معنای پذیرفتن تمام و کمال مسئله نیست. بلکه اگر بتوانید آن مسئله را تغییر دهید خوب تغییر می دهیم اما ACT میگه اگر چیزی را نمی توانید تغییر دهید برای تغییر دادنش تلاش بیهوده نکنید. وقتی انرژی بی خود خرج می کنیم انگار خودم را روی آن موقعیت انداختم و به هر ترفندی به دنبال تغییر مساله هستم، قطعاً شما را با مشکل روبه رو می کند.
 پذیرش به معنای برقراری ارتباط با یک منبع برانگیزاننده {درونی یا بیرونی} و مخصوصاً آن تجربه های خصوصی{درونی} است که سابق بر این رفتارهای گریز، اجتناب، یا پرخاشگری را فرا میخواند.  پذیرش همچنین عبارت است از به آغوش کشیدن آگاهانه و فعال  تجربه های درونی است؛ بدون اینکه بی جهت برای تغییر شکل یا بسامد آن ها تلاش کنیم یا به عبارتی باید شامل تمایل به تجربه هر میزان از پریشانی  باشد. این خودداری به خصوص وقتی اهمیت دارد که تلاش برای تغییر رویدادهای درونی منجر به آسیب روانشناختی می شود تمام رویکردهای درمانی، تا اندازه ای، اهمیت پذیرشِ درمانیِ مراجع و کمک به وی در جهت پذیرش خویشتن را مورد تاکید قرار داده اند به عنوان مثال به بیماران مضطرب آموزش داده می شود که اضطراب را مثل یک احساس به طور کامل و بدون حالت تدافعی تجربه کنند. پذیرش (و گسلش شناختی) در ACT پایان راه نیست؛ بلکه پذیرش روشی برای افزایش اقدامات مبتنی بر ارزش است .پذیرش در نگاهی گسترده تر، مؤلفۀ مهمی است که راهبردهای تغییر بر اساس آن وارد صحنه درمان می شوند. البته خود پذیرش نیز سازوکار مهمی برای تغییر محسوب می شود. با این وجود، تفاوت های گسترده ای در تعاریف مفهومی پذیرش، فنون به کار گرفته‌ شده برای فراخوانی پذیرش، سازوکار تغییری که به نظر مهم می آید (مراجع محور یا درمانگر محور)، و تمرکز بر پذیرش به عنوان یک فرآیند و یک پیامد، وجود دارد.
پذیرش در حوزه های مربوط به سلامت رفتاری، تاریخی طولانی دارد. فروید فرآیندهای آسیب شناسی روانی را بر اساس سرکوب گری ناهشیار و اجتناب از افکار و هیجان های نامطلوب تبیین کرد. تمرکز راجرز بر پذیرش، بر حسب رابطۀ درمانگر با مراجع بود. از دیدگاه راجرز، پذیرش هم هدفی برای درمانگر است تا از این طریق یک بافتار روان-درمانیِ نامشروط، همدل، اصیل، و بدونِ انتقاد فراهم کند، و هم هدف درمانی مراجع برای پذیرش خود بود.
پذیرش همچنین بخشی از رواندرمانی اگزیستانسیال/ انسانگرای سنتی بوده است. فریتز پرلز بر حسب این که فرد اجازه آگاهی و باز بودن به تجربۀ هیجان، آن هم به طور اصیل را به خود بدهد، سازۀ پذیرش را مطرح کرد.
پژوهش های جدید با این موضوع موافق‌اند که پذیرش عمدتاً برای رویدادها و تجربه های ذهنیِ خصوصی کاربرد دارد. به عنوان مثال، کوردوا و کولبرگ پذیرش را به این صورت تعریف کرده-اند: تحمل کردن هیجانهایی که محرک های آزارنده فراخوانده اند به اعتقاد آنها، اجتناب تجربی نقطۀ مقابل پذیرش است. بنابراین، تحمل موقعیتهای آزارنده که با عدم درگیری با رفتارهای اجتناب، گریز، یا تماس بین فردی محدود مشخص می شود پذیرش نام دارد.
لینهان معتقد است پذیرش و تغییر، دو قطب رواندرمانی اند. مؤلفۀ کلیدی رفتاردرمانی دیالکتیکی تعادل بین پذیرش و تغییر در درمان اختلال روانی است. لینهان، پذیرش را به این صورت تعریف کرده است: فرآیند فعال جهت‌گیری به سمت تجربۀ خصوصیِ که در فرایندی لحظه به لحظه اتفاق می‌افتد.  پذیرش، ورود لحظه به لحظۀ واقعیت به حیطه آگاهی است. واقعیتی که از این طریق وارد حیطۀ آگاهی می شود، بدون اینکه مورد قضاوت قرار گیرد، مورد توجه قرارگرفته و توصیف می شود. چنین پذیرش فعالی که به دفعات در هر لحظه روی می دهد با عنوان پذیرشِ محض شناخته می شود  .
پذیرش برای اینکه همواره فرایند مفیدی باشد اصولاً باید شامل تمایل به تجربه ی هر میزان از پریشانی باشد. در نتیجه از راهبردهای ناامیدی سازنده به منظور تغییر در نگرش استفاده می شود.
پذیرش یعنی با خود به عنوان موجودی معتبر و کامل رفتار کنید. خود را همان طور که هستید ببینید و تایید کنید که ارزشمند هستید و می توانید چیزهایی را که مهم می دانید در زندگی خود دنبال کنید. این یعنی پذیرش افکار، احساسات و حس های بدنی خود. البته تمام این تجربه ها تا حد زیادی خارج از کنترل ما است. آنها محصول تاریخچه زندگی و زندگی کنونی ما است. اگر وقتی فکر و احساسی دارید بگویید که حضور این فکر و احساس مشکلی ندارد آن وقت به مقام پذیرش خود رسیده اید.
پذیرش یعنی گفتن اشکالی ندارد به آنچه فکر یا احساس می کنید تا بتوانید رفتار خود را به صورت قدرتمند تغییر دهید.
آنچه مانع راه ما برای پیروی از ارزش های اساسی زندگی می شود، افکار، احساسات، خاطرات و حس های بدنی نامطلوب است.
هِیز پذیرش روانشناختی را اینگونه تعریف می کند پذیرش به معنای گشودگی نسبت به تجربۀ افکار و هیجان ها،آن گونه که وجود دارد و نه آن گونه که ابراز می شود است .
یکی از بزرگترین چالش ها در راه کار با هیجانات دشواری نظیر اضطراب و خشم در قدم اول پذیرفتن آنها است. این کار اصلاً راحت نیست. ما نمی خواهیم آنها را بپذیریم چون حالمان را بد می کنند. مشکل اینجا است که اگر از هیجانات خودمان خجالت زده بشویم یا از آنها فرار کنیم نمی توانیم شجاعت مشفقانه جهت کار کردن با آنها را بدست آوریم. اما چگونه؟
این کار با پذیرفتن هیجانات همان طور که هستند و بدون قضاوت آغاز می شود.این یعنی توجه آگاهی. توجه آگاهی به ما اجازه می دهد قضاوت ها و شرم سازی های خودمان را رها کنیم و تجارب ذهنی خود را همان طور که هستند مشاهده کنیم.
این فضا به ما اجازه می دهد سوالاتی از این قبیل بپرسیم: چه کاری الان مفید است؟
چه کاری به من کمک می کند تا حین مدیریت این وضعیت دشوار احساس ایمنی کنم؟
این هیجانات نشانه ی عیب و ایراد داشتن ما نیستند بلکه صرفا به این معنی است که ما مغزی کاملاً طبیعی مثل بقیه داریم. اگر می خواهیم مسئولیت کار با این هیجانات را بر عهده بگیریم باید دست از آزار خود به خاطر داشتن این هیجانات برداریم.
البته شیوه ی ارتباط ما با این هیجانات ممکن است ما را به دردسر بیندازد. قضیه با این واقعیت پیچیده تر هم می شود که بسیاری از ما تجاربی داشته ایم که ما را شرطی کرده به شیوه هایی پاسخ بدهیم که مفید نیستند و حتی ممکن از مدیریت هیجانات را از ما دریغ کنند. کلید حل مساله فهمیدن این نکته است که هیچ کدام از اینها تقصیر ما نیست. ما مغز و بدن خود را انتخاب نکرده ایم. ما تجارب شرطی کننده اوایل زندگی مان را که به ما راه های ناسالم مدیریت این هیجانات قوی را یاد داده اند انتخاب نکرده ایم. بنابراین می توانیم بپذیریم ما و دیگران یک سری هیجانات قوی خواهیم داشت و موقع پرداختن به آنها نسبت به خودمان موضعی گرم، پذیرا و مهربان انتخاب اختیار کنیم. یا می توانیم انتخاب کنیم پیش افرادی برویم که به ما شیوه های جدید کار با این هیجانات را یاد بدهند و به ما در غلبه بر موانع این راه کمک کنند. بین توجه آگاهی و شفقت رابطه وجود دارد وآموزش توجه آگاهی بستری برای کسب شفقت ایجاد می کند.
 
 تکنیک هایی برای بدست آوردن پذیرش:
  • ذهن آگاهی
  • گشتالت درمانی
  • بیان استعاره(تکه یخ ومسابقه طناب کشی با هیولا)
  • ناامیدی خلاق

نکات بالینی از كارگاه دكتر راس هريس
تهيه و تنظيم: سجاد بهرامي - علی فیضی(روانشناسان گروه تغییر سبک زندگی)

 
در شش فرایند ACT، تعداد زیاد و متفاوتی از تکنیک ها وجود دارد. برخی از آنها فقط چند ثانیه و برخی 15 تا 20 دقیقه طول می کشد. باز کردن این جعبه ابزاری نیاز به یادآوری یک نکته مهم دارد: پذیرش یک فرایند است، نه یک تکنیک. برای فهم فرایندها تکنیک ها و ابزار مورد استفاده قرار می گیرند.
پذیرش احساسات
حالا می‌خواهیم یک تمرین طولانی توجه‌آگاهی را انجام بدهیم که از 8 تکنیک متفاوت و متصل بهم تشکیل شده است: مشاهده، تنفس، توسعه، عادی سازی، عینیت، نشان دادن شفقت به خود و گسترش آگاهی.
مثل همیشه از شما می خواهیم قبل از ارائه کردن این تمرین به درمانجو  آن را بارها با صدای بلند بخوانید ( اما ممکن است زمانیکه در کتابخانه هستید تمایل به این کار نداشته باشید! ) پرانتزها نشان دهنده ی مکث کوتاه 1تا 3 ثانیه ای است.
مشاهده:
درمانگر: از شما می‌خواهم تا روی صندلی تان نشسته، پشت خود را صاف کرده و پاهای خود را روی زمین بگذارید. اکثر افراد متوجه می‌شوند که در این وضعیت هوشیار تر هستند، پس این حالت را بررسی کنید و ببینید آیا شما نیز در این وضعیت همین حس را دارید. همچنین چشمان خود را بسته و به یک نقطه - هرنقطه ای که ترجیح می دهید - تمرکز کنید، چند نفس آرام و عمیق بکشید و به دم و بازدم خود توجه کنید( 10 ثانیه توقف کنید ).
حالا به سرعت بدن خود را از سر تا نوک انگشتان پا بررسی کنید، به احساسات در سر، گلو، گردن، شانه ها، قفسه سینه، شکم، بازوها، دست ها، پاها و انگشتان پا خود توجه کنید. حالا به بخشی از بدن که این حس در آنجا شدیدتر است توجه کنید. به این حس با دقت مانند دانشمندی که قبلا با این حس مواجه نشده است نگاه کنید، ( 5 ثانیه تمرکز کنید ) با دقت به این حس توجه کنید، توجه کنید در کجا شروع و به کجا خاتمه می یابد، تا جایی که می توانید درباره ی آن بیاموزید، اگر قرار باشد آن را بکشید چه تصویری خواهید کشید؟ آیا آن در سطح بدن است یا در داخل؟ و یا هردو؟ چقدر عمیق است؟ کجا شدیدتر است؟ کجا ضعیف تر است؟ ( 5 ثانیه توقف کنید.) اگر به درون افکار خود لغزیدید همین که متوجه شدید، برگردید و رروی حس خود تمرکز کنید. با کنجکاوی به آن نگاه کنید. در مرکز و در کناره های بدن چه تفاوتی با هم دارد. آیا در آن قسمت ضربان و لرزشی حس می کنید؟ سنگین است یا سبک؟ حرکت می کند یا غیرمتحرک است؟ دمای آن چگونه است؟ آیا بخش‌های سرد و گرمی دارد؟ به عناصر متفاوت درون آن توجه کنید، دقت کنید که فقط یک نوع احساس نیست، حس های متفاوتی وجود دارد، به تفاوت آنها دقت کنید ( 5 ثانیه توقف )
تنفس
درمانگر: همان گونه که در حال مشاهده این احساس هستید، درون آن نفس بکشید... تصور کنید این تنفس به داخل و اطراف این احساس وارد می‌شود.
گسترش
درمانگر: همان طور که در حال نفس کشیدن درون این احساس هستید، تصور کنید که به شیوه‌ای جادویی همه این فضا درون شما باز می‌شود... شما در اطراف این احساس باز می‌شوید و گسترش پیدا می‌کنید... فضایی برای آن فراهم کنید... درونش نفس بکشید و فضایی را در اطراف آن باز کنید.
اجازه دادن
درمانگر: و ببینید که آیا می‌توانید به این احساس اجازه بدهید همانجا که است باشد. لازم نیست که آن احساس را دوست داشته باشید یا بخواهید... تنها اجازه بدهید که باشد... آن را مشاهده کنید... درون آن نفس بکشید ( 10 ثانیه توقف)، ممکن است تکانه‌ای قوی برای جنگیدن با این حس یا از بین بردن آن داشته باشید. اگر چنین است، بر اساس آن کاری انجام ندهید. و به توجه در مورد آن حس ادامه بدهید ( 5 ثانیه توقف ) برای از بین بردن آن تلاشی نکنید. اگر خود به خود تغییر می کند پس این اجازه را به آن بدهید. حتی اگر هم تغییر نمیکند باز هم اشکالی ندارد. هدف تغییر و یا از بین بردن آن نیست. هدف این است که به آن اجازه بدهید تا باشد( 5 ثانیه توقف ).
تجسم کردن
درمانگر: تصور کنید این حس مانند یک شی است. چه شکلی دارد؟ مایع است؟ جامد یا گاز؟ اگر بتوانید سطح آن را لمس کنید، چه حسی دارد؟ خشک یا تر؟ صاف یا زبر؟ سرد یا گرم ( 10 ثانیه توقف ). با کنجکاوی به این شی نگاه کنید، درون آن نفس بکشید، مجبور نیستید که آن را دوست داشته باشید و یا بخواهید، توجه کنید که شما بزرگتر از این شی هستید، مهم نیست که چقدر بزرگ می‌شود چون هیچ وقت نمی تواند از شما بزرگتر بشود ( 10 ثانیه توقف )
عادی سازی
درمانگر: این احساس به شما اطلاعات با ارزشی می دهد.. اینکه شما یک انسان سالم به همراه یک قلب هستید... به شما می‌گوید که شما اهمیت می‌دهید...  در زندگی تان چیزهایی وجود دارد که برایتان مهم است... و زمانی که شکافی بین آنچه می خواهید و آنچه دارید به وجود می آید، بعنوان یک انسان چنین احساسی را تجربه می‌کنید... هرچه این شکاف بزرگتر باشد، احساسات ناشی از آن نیز بزرگ خواهد بود ( 5ثانیه توقف )
نمایش شفقت به خود
درمانگر: یکی از دستان خود را بر روی این نقطه‌ از بدنتان که احساسات در آن شدیدتر است قرار دهید... تصور کنید این یک دست شفا دهنده است... دست یک فردی که دوستش دارید، یا والدینتان و یا یک پرستار... گرمایی را احساس کنید که از دستتان به سمت بدنتان جریان می‌یابد... نه برای رها شدن از این احساس بلکه برای ایجاد کردن فضایی برای آن... برای نرم و شل‌ کردن فضای اطراف آن ( 10ثانیه توقف ). این احساس را به نرمی نگه دارید انگار که نوزادی گریان یا سگ کوچولوی وحشت‌زده‌ای است ( 10 ثانیه توقف ) و اجازه بدهید دستتان بیفتد، دوباره درون این احساس نفس بکشید و فضای اطراف آن را گسترش بدهید ( 10 ثانیه توقف )
گسترش آگاهی
درمانگر: زندگی مانند یک صحنه نمایش است... روی این صحنه تمامی تفکرات، هر آنچه می بینید، می شنوید، احساس می کنید، می‌چشید، می‌بویید وجود دارد... و برای چند دقیقه ی آخر نور چراغ‌های صحنه را کم می‌کنیم و نورافکن را روی این احساس می‌اندازیم... حالا زمان روشن کردن بقیه چراغ ها است. چراغ ها را برروی بدنتان بتابانید، به بازوها، پاها، گردن و سرتان توجه کنید... دقت کنید که بازوها و پاهایتان فارغ از این که چه احساسی دارید در کنترل شما هستند... آنها را تکان دهید تا بدانید که در اختیار شما هستند... خود را کش بدهید و به آن توجه کنید... نور چراغ ها را به سوی اتاق اطراف خود بیاورید... چشمانتان را باز کنید، به اطراف نگاه کنید و به آنچه می توانید نگاه کنید توجه کنید... به آنچه می‌توانید بشنوید دقت کنید... و توجه کنید که این جا تنها یک إحساس وجود ندارد... حسی درون بدنتان، درون اتاق، درون دنیایی با فرصت های مختلف وجود دارد... و به این دنیا خوش آمدید.
نکته عملی: زمانی که در حال تمرین توجه‌آگاهی هستید، چشمانتان را باز نگه دارید و آگاهانه به درمانجو نگاه کنید. به دنبال علایم ناشی از چرت زدن و پریشانی باشید، و در صورت لزوم مداخله کنید. زمانی که در حال انجام این تمرین با درمانجو هستید، خوب است که با سوالات کوتاهی مانند ”در حال چه کاری هستید؟ آیا با ادامه دادن موافقید؟“ هشیاری او را بررسی کنید.
می توانید به هر شیوه‌ای که دوست دارید از این 8 تکنیک استفاده کنید.
می توانید با بسط دادن و یا محدود کردن آن‌ها، از یکی از آنها و یا از مجموعه‌ی از آنها استفاده کنید.
 

 

 

 
     
  logo-samandehi 
Copyright © 2011, Sign Company Engineering Group, All Rights Reserved. Powered by Sign™
طراحی سایت : شرکت فنی مهندسی ساین